و بعضي ها طرفدار”صرفه جويي در مصرف برق“!
با اين حساب مي شود اين تعاريف را نيز ارائه داد:
* دوست دختر:
چراغ گرد سوز! (در بلاد كفر، آن را GF مي گويند.)
تحقيقات نشان داده اين لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتيله گردسوز) مي باشد.
كه در شرايط اضطراري، روشنايي اندكي مي افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و يك فوته!)
* معشوق:
لامپ مهتابي! (در راستاي رمانتيك بودن قضيه!)
* همسر موقت:
لامپ كم مصرف!
* همسر دائم:
همان چراغ خانه.
* همسر مطلقه:
لامپ سوخته!
* همسر ايده آل:
چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)
شعر مرتبط:
با غول چراغ ، آرزويي بكنيد از او طلب فرشته خويي بكنيد يك دانه بس است زن، مگر نشنيديد “در مصرف برق صرفه جويي بكنيد”؟!
* سوال كنكور ۸۸:
هدف وزارت نيرو از ايجاد خاموشي هاي اخير چيست؟ ۱. يادآوري ارزش هاي فراموش شده به مردان هوسباز! ۲. دريافت ماليات بر همسر! ۳. چند دقيقه سكوت نوري(!) به احترام بنياد ارزشمند خانواده! ۴. آيا شما هم شنيده ايد كه لذت خانواده داشتن(!) در تاريكي چند برابر مي شود؟
اسم شما به ژاپنی چه میشه؟
طبق این قاعده اسم خودتون رو به ژاپنی پیدا کنید
.
A-ka
B-tu
C-mi
D-te
E-ku
F-lu
G-ji
H-ri
I-ki
J-zu
K-me
L-ta
M-rin
N-to
O-mo
P-no
Q-ke
R-shi
S-ari
T-s
U-do
V-ru
W-mei
X-na
Y-fu
Z-zi
جون بچه محلاتون ببخشید مدرسه ها شروووع شده دیر به دییییییییییر آپ میکنم
تنکس بای
تقصیر خواهرم است که از شوهرش طلاق گرفت و باعث شد نظر همه نسبت به ما عوض شود!
تقصیر بابا است که آن قدر پول ندارد که چشم ملت در بیاید!
تقصیر مامان است… مگر نمی گویند مادر را ببین دختر را بگیر؟!
تقصیر پسر عموست که نفهمید عقد دختر عمو و پسرعمو را در آسمان ها بسته اند!
تقصیر استادمان است که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد دیگر کسی جرات نکند از من خواستگاری کند!
تقصیر مادر شوهر عمه است، می دانم که بختم را او بسته!
تقصیر پسر همسایه دست راستی است که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کند!
تقصیر پسر همسایه دست چپی است که به خودش اجازه نداد از من خواستگاری کند!
تقصیر تلویزیون است که توی همه سریال هایش همه جوان ها ازدواج می کنند و اصلا به مشکلات ما جوان های ازدواج نکرده نمی پردازد!
تقصیر مطبوعات است که توی مطالبشان همه جوان ها از هم طلاق می گیرند و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می کنند!
تقصیر دولت است که فکری برای حل بحران ازدواج جوان ها نمی کند!
تقصیر مجلس است که به جای سربازی اجباری، پسرها را مجبور به ازدواج اجباری نمی کند!
تقصیر عراق است که کلی از پسرهای آماده ازدواج ما را به کشتن داد!
تقصیر انگلیس است، این که اصلا گفتن ندارد. همه می دانند که همیشه و همه جا کار، کار انگلیس است!
تقصیر سازمان ملل است که روی سردرش نوشته شده "بنی آدم اعضای یکدیگرند" اما مشخص نکرده که مثلا من بنی عضو کی هستم؟!
تقصیر کره زمین است که جوری نچرخید که من و نیمه گمشده ام به هم برسیم!
تقصیر قمر است که روز به دنیا آمدن من در عقرب بوده!!!
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها:
شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است.
دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
نکته: داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.
:: عمه ::
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد یا هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل :
1. جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: ...
2. جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره...
3. خیلی چیزهای بدِ دیگه که از ذكر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).
زیر شاخه ها:
شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است.
پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.
چهره های معروف: عمه لیلا. ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست.
مشاغل كاذب: Match-Making
نکته: داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.
:: دایی ::
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد یا هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.
زیر شاخه ها:
زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.
پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون. ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
مشاغل كاذب: فوتبال، شرکت در مصاحبه های رادیو تلویزیونی.
نکته: داشتن یک دایی خوب و لوتی دارای خواص بسیاری است!
:: عمو ::
معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قورمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قورمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها:
زن عمو: یك زن كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر شما می گیرد.
دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو جون سلیمون.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی.
نکته: داشتن یك عموی پولدار خیلی خوب است.
سفره عقد
زن: عزیزم امیدوارم همیشه عاشق هم بمونیم و شمع زندگیمون نورانی باشه
مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟
روز زن
زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی
مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم)
روز مرد
زن : وای عزیزم اصلا" قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری برات بگیرم
مرد: حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران میکنی(بوی غذا میاد)
روز بعد از تولد بچه
زن :وای مامانی بازم گرسنه هستی،(عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
مرد: با دهان پر (نه عزیزم ،راستی شیر خشک چرا ایقد خوشمزه است)
چهل سال بعد
زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ می شه،ما پیرشدیم
مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم؟
دو ثانیه قبل از مرگ
زن: عزیزم هیشه دوستت داشتم
مرد: گشنمه!
وصیت نامه
زن : کاش مجال بیشتری بود تا در میان عزیزانم می بودم و نثارشان میکردم تمام زندگی ام رو
مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید
اون دنیا
زن خطاب به فرشته مسئول:خواهش می کنم مارو از هم جدا نکنید،نه نه ،خدایا بخاطر من.و سرانجام موافقت می شه که مرد از جهنم بره بهشت.
مرد خطاب به دربان جهنم: حالا تو بهشت شام چی میدن؟
نه تنها براي آنچه كه هستي
بلكه براي آنچه كه هستم هنگامي كه با توام
دوستت دارم نه تنها براي آنچه كه از خود ساخته اي
بلكه براي آنچه كه از من مي سازي
دوستت دارم , براي بخشي از وجودم كه تو شكوفايش مي كني
دوستت دارم ,چون دست بر دل فسرده ام مي نهي
زنگارهاي بي ارزش و بي مقدار را به سويي مي زني
و نور مي تاباني بر گنجينه هاي پنهاني كه تاكنون در ژرفا مانده بودند
دوستت دارم
چون ياريم مي كني كه از تخته پاره هاي زندگي نه يك كپر, كه معبدي در خور بنا نهم
كه كار روزانه ام نه يك سرشكستگي بلكه ترنم ترانه اي باشد
دوستت دارم
چون بيش از هر كيش و اييني به رويش من ياري رسانده اي
فراتر از هر سرنوشتي شادي را به من ارزاني داشتي
اين همه را هديه داده اي
بي هيچ تماسي , كلامي و يا اشارتي
به اين كار توانا گشته اي
چون خود بوده اي
شايد دوست بودن در نهايت همين معنا باشد
بر سراپامان بنرمی می خزيد
روی كاشی های ايوان دست نور
سايه هامان را شتابان می كشيد
موج رنگين افق پايان نداشت
آسمان از عطر روز آكنده بود
گرد ما گوئی حرير ابرها
پرده ای نيلوفری افكنده بود
«دوستت دارم» خموش و خسته جان
باز هم لغزيد بر لب های من
ليك گوئی در سكوت نيمروز
گم شد از بی حاصلی آوای من
ناله كردم: آفتاب ... ای آفتاب
بر گل خشكيده ای ديگر متاب
تشنه لب بوديم و او ما را فريفت
در كوير زندگانی چون سراب
در خطوط چهره اش ناگه خزيد
سايه های حسرت پنهان او
چنگ زد خورشيد بر گيسوی من
آسمان لغزيد در چشمان او
آه ... كاش آن لحظه پايانی نداشت
در غم هم محو و رسوا می شديم
كاش با خورشيد می آمیختيم
كاش همرنگ افق ها می شديم
دیدم یه سایه افتاد روم
سرم رو آوردم بالا
نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم
تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد
گفت:تنهایی
گفتم:آره
گفت:دوستات کوشن؟
گفتم: همشون گذاشتن رفتن
گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!
گفتم:اشتباه کردم
گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی
گفتم:نه
گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟
گفتم:بودم
گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟
گفتم:بردم، همین الان بردم
گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت سختی
گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم)
-سرمو اینداختم پایین-گفتم:آره
گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش
گفتی:ببخشم؟
گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری
گفتی:نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟
تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم
گفتم:فقط شرمندتم
گفتی:حالا چرا تنها نشستی؟
گفتم:آخه تنهام
گفتی:پس من چی رفیق؟
من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت
من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن
اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو
من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،
همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی
اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم
دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو اینداختم بغلت،زار زدم،گفتم غلط کردم
گفتم شرمنده ام،گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نکن که تو خودم گم بشم
گفتم دوست دارم…
گفتم: داد می زنم تو بهترین رفیقیییییییییییییییی
بغلت کردم گفتم:تو بن بست رفیقی
یک کلام،خدا تو بهترینی

